...... از ......
گفته بودم :''قرارمان فصل انگور، شراب که شدم بیا، تو جام بیاور من جان''
انگور شراب شد و من خراب، قرارمان برآب شد و عشقمان سراب، اما تو جامت را بیاور من جان خواهم ریخت در آن.
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۶/۱۴ساعت 2:15 توسط سهند |
برچسب:
نویسنده: باران پورعلی