خرید بک لینک
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من وتوست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست...

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ار نه
ای بسا باغ و بهاران که که خزان من و توست

این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گفتگویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه ی عشقست نشان من و توست

سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست

هوشنگ ابتهاج

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 15:16

صفحه بندی